X
تبلیغات
ژورنال فارکس - اصطلاحات تعریفات کلیات :منبع سایت سرمایه

ژورنال فارکس

فارکس

اصطلاحات تعریفات کلیات :منبع سایت سرمایه

 

فصل 7


ابزارهاي معامله در شرايط مختلف بازار :
بعد از بررسي هاي دقيق علايم بازار فاركس رفتار بازيگران بزرگ و رويدادهاي مهم و تاريخي و موارد محرك بازار تعدادي از استراتژي هاي مورد علاقه خودم را در معامله بازار ارز بيان ميكنم . گرچه قبلا من اين استراتژيها را مرور كرده ام ولي مهمترين نكته براي هر تريدر بدون توجه به نوع بازار نوشتن يك ياددداشت روزانه است .

--داشتن يك روزنامه ثبت معاملات :-------
بنابر تجربياتم ميگويم كه راز تريدر موفق بودن در پيدا كردن يك وحي منزل از انديكاتورهايي كه بتوانند 100٪ حركات را پيش بيني كنند نيست بلكه داشتن پشتكار و ديسيپليني روزافزون است. من واقعا نميدانم چگونه بايد تاكيد كنم كه داشتن يك روزنامه ثبت عمليات معامله اولين و بنيادي ترين مرحله براي معامله گر حرفه اي و موفق شدن است . بر اساس تجربياتم در طي كار در سكوي معاملاتي بين بانكي فاركس در J.P.Morgan و سپس در سكوي معاملاتي بازارهاي متقابل ( cross market : بازار همزمان خريد فروش ) بعد از ادغام با chase , ميگويم كه ثبت روزانه معاملات در ضمير و فكر هر معامله گر در تالار بورس بدون توجه به مقام ان معامله گر نقش ميبندد. دليل اين كار هم بسيار اسان است .
بانك, سرمايه را براي معامله اماده ميكرد و ما مسيول نگه داري حسابها بوديم و هر معامله هم بالغ بر ميليونها دلار بود . هر معامله كه اجرا ميشد نياز بود كه يك دليل عقلايي هم علاوه بر توجيه سطوح خروج و ورود داشته باشد . بسيار فراتر از اين شما بايد اگاه مي بوديد كه در كدام نقطه خروج شماست قبل از اينكه بخواهيد معامله اي انجام دهيد و مديريت ريسك داشته باشيد . با انتظار داشتن از معامله گر و مسيول دانستن او در محاسبات , بانكهاي پيشرو سراسر جهان قادر به تربيت معامله گران موفق و حرفه اي هستند .
براي معامله گران شخصي , اين تجربه و تمرين به مراتب مهمتر است چراكه شما با سرمايه خودتان معامله ميكنيد نه فرد ديگر . براي معامله گران بين بانكي , هنگامي كه به خط قرمز سرمايه نزديك ميشوند , با توجه به اينكه انها با سرمايه ديگران كار ميكنند و بدون توجه به كاركرد ضعيف يا قوي حقوق خود را دريافت ميكنند. در يك بانك , معامله گران وقت زيادي براي بازدهي سرمايه دارند مگر اينكه بخواهند روزي يك ميليون دلار از دست بدهند ولي شما اين حالت را در سرمايه خود نداريد . هنگامي كه شما با سرمايه خود معامله ميكنيد هر دلار ضرر يا سود در سرمايه وپول شما منظور ميشود . بنابراين شما بايد با پولي كه به ان نياز نداريد معامله كنيد نه پولي كه مثلا ميخواهيد اجاره خانه بدهيد يا مايحتاج خود را از خواربار فروشي تهيه كنيد كه در اين حالت احساس ضجر اوري خواهد بود .
براي جلوگيري از تكرار اشتباهات و جلوگيري از ضرر زياد واقعا بيش از اين نميتوانم روي اهميت ثبت معاملات روزانه تاكيد كنم . اين روزنامه براي اين طراحي شده كه شما مطمين شويد بعنوان تريدر فقط ضررهاي حساب شده را متحمل ميشويد و از هر اشتباه خود نكته اي را ياد ميگيريد .

جزييات روزنامه معاملاتي كه من پيشناهد ميدهم بايد سه قسمت به شرح ذيل باشد :
1- چك ليست جفت ارز
2-معاملاتي كه منتظر انجام انها هستيم
3-باز بودن پوزيشن يا معاملات تكميل شده

--چك ليست جفت ارز :----
اولين بخش روزنامه معاملاتي شما بايد شامل يك صفحه گسترده ( spreadsheet:گزارشي از حسابهاي يك شركت . چه با دست نوشته شود چه با استفاده از صفحه گسترده كامپيوتري )باشد كه بتوان انرا هر روز تكميل و سپس پرينت كرد .اساس فرض اين چك ليست بر مبناي اين هست كه ديد و احساسي كلي نسبت به بازار داشته باشيم و معاملات مشخص شوند و بايد شامل ليستي از كليه ارزهايي باشد كه در نظر داريم معامله كنيم و در سمت چپ صفحه اسم انها را نوشته ايم . به همراه اين ستون , سه ستون ديگر هم داريم قيمت هاي بالا high قيمت پايين low و يك سري از علايم triggers كه طبق نقشه مانند خواهراني در سمت راست رديف ميشوند . احتمالا تريدرهاي تازه كار خواستار شروع با چهار جفت ارز اصلي هستند يعني EUR/USD,USD/JPY,USD/CHF,GBP/USD وسپس بعدها به تدريج به ليست اضافه ميشود .گرچه ليستي كه من درست كرده ام نسبتا خلاصه است ولي تجربه به من ثابت كرده كه تمرين بسيار مفيد روزانه اي است و بيشتر از 20 دقيقه هم براي تكميل ان وقت صرف نميشود به شرطيكه از قبل انديكاتورهاي لازمه روي چارت ذخيره شده باشد . هدف اصلي اين چك ليست گرفتن يك ديد كلي و واضح از وضعيت روند داربودن يا نوساني بودن انها است . درك تصوير كلي اولين مرحله براي معامله موفق است . بيشتر اوقات ديده ميشود كه معامله گران شكست ميخورند , بخاطر اينكه انها زاويه و نماي ديد به محيطي كه در ان معامله ميكنند را از دست داده اند . بدترين چيز معامله كور كورانه است . سعي در گرفتن قله يا كف ها در روندي بسيار قوي و يا خريد در breakout ها در يك دوره نوساني به بدترين ضررها منجر ميشود . در شكل 1-7 مربوط به چارت يورو دلار مشاهده ميكنيد كه سعي در تريد در قله ها منجر به 3 سال نگرفتن نتيجه و معامله اي نا موفق خواهد شد . براي محيط هاي روند دار , معامله گران بايد يك نقطه ورود با موفقيت بالا را پيدا كنند با خريد در ريتريسمنت ها در روندهاي صعودي و فروش در رالي ها در روند نزولي انتخاب سقف ها و كف ها بايد استراتژي داشته باشد و بايد در يك محيط كاملا روند دار استفاده شود و بازهم در اين حالت معامله گر بايد از نوسانات تراكمي و فشرده كه بعد از هر brekout احتمالا رخ ميدهد اگاه باشد . يك نسخه ساده شده از ياد داشت باز بيني روزانه بازار كه من استفاده ميكنم در جدول 1-7 نشان داده شده است . همانطوريكه در اين جدول ميبينيد در ستون اول بعد از high,low روزانه سطوحhigh,low ده روزه هستند 10 day high &low نوشتن اين قيمتها براي تشخيص اينكه الان قيمتهاي جاري در چه موقعيتي نسبت به قيمتهاي قبلي قرار دارند بسيار روشنگرانه و مفيد است . به تريدرها كمك ميكند كه يك ارزيابي نسبت به موقعيت قيمت high ,low ده روزه داشته باشند كه ايا به اين دو قيمت نزديك هستيم يا در ميانه راه قرار داريم . گرچه هنوز قيمتها به تنهايي نميتوانند اطلاعات ذيقيمتي را در مورد رونددار بودن يا نوساني بودن بازار بما بدهند . پنج انديكاتور بعدي چك ليست نوعي اندازه گير روند دار بودن بازار هستند . هر چه علامت X در اين موارد بيشتر باشد بازار روندي تر هست .
اولين ستون در گروه انديكاتورهاي روندي ADX با دوره 14 و مقادير بالاي 25 است. Average Directional index عمومي ترين انديكاتور براي اندازه گيري قدرت يك روند است . اگر شاخص بالاي 25 بود نشاندهنده فزوني روند است . بطور كلي هر چه عدد بالاتر باشد روند قدرتمندتر است. ستون بعدي بالينجر باند است ( دوستان توجه دارند كه نام bollinger bond به غلط باندهاي بولينگر تلفظ ميشود) در افزوني روندهاي قدرتمند حركت جفت ارزها اغلب باندهاي بالا يا پايين را قطع ميكنند . 3 انديكاتور بعدي ميانگين متحرك هاي از نوع simple هستند يك بسته شدن كندل بالا يا پايين اين سه ميانگين, مشخص كننده حالت روند است . از مويينگها و تقاطع در جهت روند انها بعنوان يك تاييد استفاده ميشود . اگر دو يا چند X در اين بخش باشد (منظور ستون روزنامه معاملات است ) معامله گران بايد فرصتهاي خريد در كف يك روند صعودي يا فروش در سقف يك رالي نزولي را جستجو كنند .
قسمت بعدي گروه نوساني هاست .انديكاتور اول دوباره يك ADX است ولي اينبار زير مقدار 25 كه نشان دهنده روند ضعيف است . در مرحله بعد ما به اسيلاتور و RSI (شاخص قدرت نسبي ) واستو كاستيك توجه ميكنيم .اگر ADX زير 25 باشد و يك مقاومت تكنيكي مهم سر راه حركت قيمت وجودداشته باشد , مقامتهايي كه ناشي از حضور انديكاتورهايي مانند مويينگ اوريج ها يا سطوح بازگشتي فيبوناچي است و RSI و /يا استوكاستيك در حالت بيش خريد يا بيش فروش هستند پس ما ميفهميم كه به احتمال قوي به حالت نوساني يا range trading خواهيم رسيد . البته بازبيني يادداشت معاملات اسان و بدون اشتباه نيست و فقط صرف اينكه شما در ستونهاي مربوطه X داريد نميتوانيد صددرصد اتمام روند يا وقوع يك شكست را پيش بيني كنيد . تا اينجا كاري كه اين يادداشت انجام ميدهد جلوگيري از معامله كور كورانه و چشم پوشي از شرايط جانبي بازار است . اين دفترچه يادداشت به مانند يك سكوي پرتاپ موشك , تريدرها را از موقعيت هاي معامله روزانه اگاه ميكند .

----2- معاملاتي كه منتظر ورود به انها هستيم :-----------
قسمت بعدي روزنامه معاملاتي معاملات احتمالي در طول روز را عنوان ميكند . بر اساس يك باز بيني اوليه چارتها, اين بخش همانجايي است كه بايد معاملاتي را كه منتظر ورود به انها هستيد درج شود. يك حالت ساده براي ورود به پوزيشن با اين ترتيب است :
5 اوريل 2005:
خريد AUD/USD درشكست 0.7850 (قيمت بالاي روز قبل previous day's high price ) استاپ در 0.7800 (مويينگ اوريج ساده 50 روزه SMA50 )
هدف قيمتي 1: 0.7025 (38.2٪ ريتريسمنت فيبوناچي يا موج صعودي كه از نوامبر تا مارچ بطول كشيده شده است ).(در كتاب دقيقا همين قيمت نوشته شده است )هدف قيمتي 2: 0.8075 (باند بالايي بالينجر) .
هدف قيمتي 3: قيمت پاييني 10 روزه ( 10day trading low)
بنابراين به مجرد اينكه قيمت به نقطه ورود شما رسيد و پوزيشن شما فعال شد دقيقا ميدانيد چه ميخواهيد بكنيد و كجا بايد استاپ ها و ليميت اردرهاي خودرا بگذاريد . البته همچنين مهم است يك نگاه سريع هم به بازاربياندازيد تا دوباره اطمينان حاصل كنيد كه شرايط معاملاتي مد نظر شما هنوز از درجه اعتبار ساقط نيست . براي مثال شما منتظر يك breakout قوي هستيد كه بدون هيچ بازگشت قيمتي (ريتريسمنت) در نقطه ورود شما اتفاق خواهد افتاد و هنگامي كه break اتفاق ميافتد شما ميخواهيد از حالتي كه دنبالش هستيد مطمين شويد . اين تجربه بسيار براي توسعه طرح معاملاتي شما مفيد است . قبل از شروع هر كارزار ونبرد , جنگاوران براي ورود به طرح حمله بايد دوباره گروه بندي شوند . در همين معامله شما همين ذهنيت را داريد : طرح ريزي و اماده بدترين سناريو بودن و دانستن طرح حمله شما براي انروز .

----------3-معاملات تكميل شده و پوزيشنهاي باز :----------

اين بخش براي تاكيد روي ديسيپلين است و يادگيري از اشتباهات . در انتهاي هر روز معاملاتي مهم است كه اين بخش براي نتيجه گيري اصلي باز نگري شود . در اين بخش ميفهميم كه چرا معاملات ما ضررده يا سودده بودند . هدف اين بخش مشخص كردن روند است. من از يك مثال كاملا نامربوط (مثالي كه مربوط به تريد نيست ) استفاده ميكنم كه چرا اين بخش مهم است .
در صحبتهاي عادي روزانه اكثر مردم تقريبا بصورت ناخوداگاه از كلماتي مانند اهان يا اممم استفاده ميكنند . شرط ميبندم كه خيلي از اين ادمها همان زمان متوجه نميشوند از اين كلمات استفاده ميكنند مگر اينكه صداي انها ضبط و سپس برايشان پخش شود .
اين يكي از راههايي است كه خبرنگاران و گويندگان حرفه اي راديو تلويزيون سعي در ترك اين عادت دارند . كاركردن با بيش از شصت و پنج هزار معامله گر بمن نشان داده است كه بطور متناوب انها اشتباهات گذشته خود را دايما تكرار ميكنند . اين اشتباهات ميتواند سودگيري زودهنگام باشد يا گسترش اشتباهات , معاملات احساسي , چشم پوشي از خبار اقتصادي , يا ورود زودهنگام به پوزيشن معاملاتي . داشتن يك پرونده از معاملات گذشته مانند نگه داري كاستهاي ضبط شده از مكالمات شماست . هنگاميكه شما باز يك نگاه سريع به معاملاتي كه انجام داده ايد و استاپ يا تيك پرافيت خورده اند مياندازيد , يك نقشه خيلي خوب از استراتژيهاي معاملاتي داريد كه كدام به ضرر يا سود شما بوده اند . دليل اينكه چرا يك روزنامه اين چنيني مهم است , ميتواند حداقل كردن جزاحساسي معامله باشد. من اغلب معامله گران نو اموز را ديده ام كه خيلي زود سود گيري ميكنند اما اجازه گسترش ضرر را ميدهند و پوزيشن خود را با اميد واهي در سود رفتن پوزيشن نميبندند .
به دو مثال ذيل توجه ميكنيم :

الف)
12 فوريه 2005:
نوع معامله :فروش 3 لات EUR/USD در 1.3045
استاپ :1.3095 هدف قيمتي: 1.2900
نتيجه :بسته شدن معامله در 13 فوريه 2005 . استاپ 3 لات در 1.3150 ( pip -105 )
توضيحات :كال مارجين شدن !!! يورودلار قيمت high خود تا انزمان را شكست ولي من فكر كردم كه حتما خواهد برگشت و استاپ را اعمال نكردم واجازه دادم كه ضرر گسترش پيدا كند . تا زمانيكه كال مارجين شدم . قابل توجه خودم : حتما از استاپ استفاده كن.

ب)
3 اوريل 2005 :
نوع معامله : خريد 2 لات usd/cad در 1.1945
استاپ : 1.1860 (ساپورت مهم از نظر تكنيكالي - مويينگ اوريج 50 روزه و 68٪ فيبوناچي در موج صعودي فوريه تا مارچ )
هدف فيمتي :لات اول در 1.2095 (باند بالايي بالينجر و 5 پيپ بالاتر به خاطر مقاومت رواني 1.2100 ) دومين لات در 1.2250 (تشكيل الگوي head &shoulder و تبديل خط حمايت به مقاومت و sma100 )
نتيجه : بسته شدن معامله در 5 اوريل 2005 : استاپ خوردن 2 لات در 1.1860 ( 85- pips)
توضيحات : USD/CAD روند صعودي را ادامه نداد و مشخص شد بيش خريد بوده است . من توجه به تضعيف ADX و روند نزولي ان نشده بودم و همچنين واگرايي استوكاستيك . قابل توجه خودم : دفعه بعد مطمين شو كه دايورجنس را لحاظ كرده اي .

برخلاف بسياري از معامله گران من معتقد هستم كه بهترين معاملات زماني است كه هم تكنيكال و هم فاندامنتال يك عقيده در مورد ان جفت ارز دارند . با اين فرض من ترجيح ميدهم كه از معاملاتي كه با ديد فاندامنتال تناقض دارند دوري كنم . براي مثال اگر در مورد GBP/USD , AUD/USD بواسطه تضعيف دلار اخبار بوليش داشته باشيم اما بانك انگلستان تصميم به اتمام افزايش نرخ بهره بگيرد ولي در همان هنگام رزرو بانك استراليا تصميم جدي به افزايش نرخ بهره بگيرد من بسيار ترجيح ميدهم كه نظر بيريش بودن دلار را روي AUD/USDاعمال كنم تا در مقابل GBP/USD . گرايش من براي انتخاب AUD/USD در مقابل GBP/USD بيشتر هم خواهد شد اگر AUD/USD بازهم اختلاف نرخ بهره بالاتري را در مقايسه با پوند پيشنهاد دهد . (يعني اينكه نرخ بهره پوند - نرخ بهره استراليا >0 مثبت باشد )در اغلب موارد تجربه كرده ام كه تحليل فاندامنتال تكنيكال را خنثي كرده است بخاطر همين هم من هميشه از هردو در استراتژي هايم استفاده ميكنم . من از تركيب تكنيكال و فاندامنتال , قواعد پوزيشن گيري استفاده ميكنم و هميشه دنباله روي روند هستم . من همچنين از ديدگاه top &down استفاده ميكنم به شرح ذيل :

1-در وحله اول من يك براورد تكنيكالي از بازار خواهم داشت و سپس جفت ارزي را كه در سطوح موردنظر ريتريس قيمتي انجام داده است براي ورود با يك ديد روند ميان مدتي در نظر ميگيريم .
2-براي ارزهايي كه يكطرف انها دلار است , اگر ديد اوليه تكنيكال براي ان جفت ارز هم جهت با ديد فاندامنتال دلار بود و علاوه بر ان توجه ميكنم كه اخبار امريكا چگونه روي معاملات روزانه تاثير خواهد گذاشت . اهميت دليل اينكه چرا من بويژه به دلار توجه ميكنم اين است كه 90درصد تمام ارزهاي معامله شده شامل دلار است در نتيجه فاندامنتال دلار را بيش از پيش مهم ميكند .
3- اگر معامله يك جفت ارز كراس مانند GBP/JPY مورد نظر من باشد من به همسويي ديد تكنيكال با ديد فاندامنتال توجه ميكنم . مثلا استفاده از ريتريسمنت فيبو ناچي , ADX, مويينگ اوريج ها و اسيلاتورها و بقيه ابزار تكنيكي .
4- سپس ترجيح ميدهم كه در مورد پوزيشن گيري نگاهي هم داشته باشم به شاخص تمايل سفته بازانه FXCM ( سfxcm speculative sentiment indea ) براي اينكه مطمين باشم ايا معامله من توسط انها تاييد ميشود يا نه ؟
5- اگر من در نهايت پوزيشن بسيار جذاب براي تريد را تشخيص دادم ان موردي را كه اختلاف نرخ بهره اش مثبت يا مثبت تر است انتخاب ميكنم .

---داشتن يك جعبه ابزار : استفاده از انچه كه براي تحليل بازار جاري لازم است :----------

بعد از اينكه شما روزنامه معاملاتي درست كرديد وقت ان است كه تشخيص دهيد كدام انديكاتورها بايد استفاده شود . دليل اينكه چرا تعدادي از معامله گران شكست ميخورند اين است كه توجهي به اين موضوع كه انديكاتورهاي محبوب انها خطا پذير هستند نميكنند . خريد هنگامي كه استوكاستيك ها در محدوده بيش فروش است و فروش در محدوده بيش خريد يك استراتژي است كه اغلب توسط معامله گران نوساني با موفقيت زيادي استفاده ميشود اما وقتي كه بازار جهت روندي را در پيش ميگيرد انوقت اعتماد به استوكاستيك ها باعث ضررهاي هنگفتي ميشود . به منظور پايداري و ثبات در سود دهي معامله گر بايد انعطاف پذيري را ياد بگيرد .
يكي از مهمترين شيوه هاي كه هر تريدر بايد بفهمد اگاهي به محيط معاملاتي است . هر معامله گر نياز به نوعي چك ليست دارد تا اورا براي طبقه بندي كردن نوع محيط معاملاتي (روند , نوساني ...)كمك كند . تعيين عوامل و پارامترهاي معامله يكي از مهمترين ديسيپلين هاي معاملاتي است . گرچه تعريف و تبيين پارامترهاي معامله براي تريدرهاي هر بازاري (ارز, فيوچرز, سهام ) مهم است , ولي بويژه در بازار ارز مهم است چرا كه 80 درصد حجم معامله ذاتا سفته بازانه است . يعني اينكه ارزها ميتوانند مدت زمان طولاني تري در يك محيط معاملاتي مخصوص (روند , نوساني ..) بسر برند . علاوه بران بازار ارز به دليل ابعاد وسيع و تعداد مشاركت كنندگان از تحليل تكنيكال بيشتر تبعيت ميكند .
اساسا دو نوع محيط معاملاتي داريم : روندي يا نوساني . اولين گام هر معامله گر تعيين محيط معاملاتي جاري است . و كوتاهترين تايم فريم معاملاتي كه معامله گرها بايد در اين گام اول استفاده كنند نمودار روزانه است ( daily chart) حتي اگر بخواهند در تايم فريم 5 دقيقه معامله كنند .

----گام اول : نمايي از محيط معاملاتي :
راههاي زيادي براي تعيين روندي يا نوساني بودن بازار وجود دارد . البته بسياري از مردم اينكار را چشمي و با نگاه كردن انجام ميدهند . اما داشتن يك سري قانون به معامله گران كمك ميكند تا بهتر روندها را تشخيص دهند يا از ورود زود هنگام به بازاري كه در انتهاي دوره نوساني است جلوگيري شود . جدول 2-7 تعدادي از اين قوانين را عنوان ميكند كه من انها را بمنظور طبقه بندي محيط معاملاتي ليست كرده ام .
نوسان Range :
--------------------
توجه به :
ADX كمتر از 20 :
ADX يكي از انديكاتورهاي اساسي است كه براي تعيين قدرت روند استفاده ميشود . ADX كوچكتر از20 يعني روند ضعيف و مشخصه بازار range-bound است . ADX كوچكتر از 20 و روند نزولي ان تاييدي مضاعف بر اين دسته است كه روند نه تنها ضعيف است بلكه احتمالا به مدت زيادي در حالت range خواهد ماند .

كاهش استنباطي نوسانات (يعني فقط صرف استنباط شخصي و با چشم ميزان نوسان را تعيين نكنيم ) :
راههاي زيادي براي تحليل نوسانات وجوددارد . انچه كه من دوست دارم انجام دهم در واقع مسير يابي كوتاه مدت است در مقابل نوسانات بلند مدت . هنگامي كه نوسانات كوتاه مدت كاهش ميابد مخصوصا بعد از يك حركت انفجاري در نوسانات بلند مدت , معمولا اين حالت نشان از يك برگشت به سناريوي معاملات نوساني است . نوسان معمولا بعد از يك حركت سريع و تند جفت ارزها تقريبا تمام ميشود . اسانترين روشي كه من براي تشخيص نوسانات بكار ميبرم باندهاي بالينجر است كه نسبتا معيار مناسبي براي تعيين شرايط نوسان است . باند بالينجر باريك نشاندهنده نوسان كم و باند پهن و عريض نشاندهنده نوسانات بالا در محيط معاملات است . در يك محيط نوساني ما دنبال يك باند نسبتا كم عرض هستيم كه بطور ايده الي در يك خط افقي قرار گرفته است . مانند شكل 2-7 نمودار USD/JPY

تعييرات سريع قيمتي ريسك ريورسالها بين calls & puts :
مفهوم risk-reversals شامل دو جفت اپشن هست : يك call و يك put (اختيار فروش و اختيار خريد ) روي يك جفت ارز . ريسك ريورسالها هردو يك تاريخ انقضا ( expiration date)دارند و هردو يك ميزان حساسيت نسبت به نرخ نقد بازار دارند .( spot rate).ريسك ريورسالها از نظر تفاوت در نوسانات بين دو اپشن قيمت گذاري ميشوند . از نظر تيوري اين اپشن ها بايد نوسانات ضمني يكساني داشته باشند ولي در عمل اين نوسانات در بازار اغلب با هم متفاوت هست . ريسك ريورسالها بعنوان يك تابع اتحاد بازار ( polling function : اتحاد منافع : عمل ادغام دو شركت از نظر حسابداري ) شناخته ميشوند . ميزان افزايش تقاضاي calls يا puts نشاندهنده ترجيح بازار بر calls است در مقابل puts . اين برگشت جهت درست است اگر تعداد put ها بطرز معناداري بيشتر از calls باشد . بنابراين ريسك ريورسالها ميتواند بعنوان جانشيني براي ارزيابي و براورد پوزيشنهاي بازار فاركس باشد . در يك محيط كاملا ايده ال call ,put هاي از نوع out-of-memory نوسان يكساني دارند. بهر حال اين حالت خيلي نادر است چراكه معمولا تمايل بازار در ريسك ريورسالها منعكس ميشود . در بازارهاي نوساني ريسك ريورسالها تمايل به تغييرات قيمتي بين calls,puts هاي دلخواه بازار درحدود صفر دارند . اين حالت نوسان در حد صفر اپشن ها مشخص كننده بي تصميمي بين بازار بوليش و بيريش است .
مشخصات جدول risk-reversals :
طبق جدول 3-7 ميتوانيم تشخيص بدهيم كه بازار طور معني داري تمايل به كال ين ( yen calls =JC)و پوت دلار در بلند مدت دارد (به تفاوت مقادير از يكماهه تا يكساله در رديف USD/JPY توجه كنيد ) ريسك ريورسال كوتاه مدت يورو دلار نزديك صفر است كه نشاندهنده بازاري نوساني است . بهترين منبع و بيشترين منبع مراجعه شوند كه من ميشناسم پلاگين خبري IFR است كه در ايستگاه معاملاتي فاركس در سايت FXCM.COM ارايه ميشود .


روند
-------
توجه به :
ADX بزرگتر از 20 : همانطوريكه پيشتر اشاره شد وقتي كه در بازار نوساني صحبت ميكنيم شاخص ميانگين جهت ( average directional index) يكي از اساسي ترين انديكاتورها براي تعيين قدرت روند هست . در يك محيط روندي ADX بايد بزرگتر از 20 و صعودي باشد . اگر ان بزرگتر از 25 بود ولي شيب نزولي داشت مخصوصا اگر اين نزول از مقدار 40 و بالاتر شروع شده باشد شما بايد بدانيد كه اين روند رو به اتمام است .

همساز بودن انرژي با جهت روند:
علاوه بر استفاده از ADX من همچنين توصيه ميكنم به استفاده از تاييديه يك انديكاتور انرژي . انرژي بايد همساز با روند باشد . بسياري از معامله گران ارز دنبال اسيلاتورها براي تاييد روند هستند . براي مثال در يك روند صعودي معامله گران روندي دنبال ميانگين متحرك ها , RSI , استوكاستيك ها , MACD, هستند كه همگي حاكي از روند صعودي باشند. در يك روند نزولي دنبال همان انديكاتورها هستند كه علايم روند نزولي را داشته باشند .بعضي از تريدرهاي ارز از شاخص انرژي يا مومنتوم استفاده ميكنند اما فقط براي كاهش خطاها . يكي از قدرتمندترين انديكاتورهاي انرژي و بهترين انها مويينگ اوريج ها است . در يك روند صعودي مويينگها كاملا به سمت بالا جهت ميگيرند يعني مثلا sma10 بزرگتر از sma20 وبزرگتر از sma50 ميشود . در روند نزولي حالت اينها برعكس است .

اختيار خريدها : OPTIONS: Risk reversals :
در محيط رونددار ما دنبال ريسك ريورسال هايي هستيم كه بطرز معني داري روي يكي از call ها يا put ها وجود دارند . وقتي يك طرف بازار طرف توجه قرار ميگيرد معمولا نشاندهنده روند است و حركتي مخالف روند اگر ريسك ريورسالها در حالت متقابل باشد.

مرحله دوم :گام دوم :تعيين افق زماني معامله
-------------------------------------------------------
بعد از اينكه شرايط بازار ارز مربوطه مبني بر روند دار بودن يا نوساني بودن تعيين كرديد زمان تعيين اعتبار زماني طرح معاملاتي شما فرا رسيده است . در ذيل مجموعه اي از دستورالعمل ها و انديكاتورهايي است كه من براي معامله در تايم فريمهاي مختلف استفاده ميكنم . لازم نيست كه همه دستورالعمل ها رعايت شود اما هر چه بيشتر رعايت شود قطعيت معامله بيشتر است.
قوانين معامله ميان روز ( intraday)در بازار نوساني :
1- استفاده از نمودار ساعتي براي تعيين نقطه ورود و نمودار روزانه براي تاييد وجود حالت نوساني در تايم فريم بالاتر .
2-استفاده از اسيلاتور ها براي تعيين نقطه ورود
3-توجه به برگشت اسيلاتورها (حالت RSI يا استوكاستيك در يكي از نقاط نهايي :بيش خريد يا بيش فروش )
5-مسلما معامله موفق تري خواهد بود وقتي قيمتها از سطوح مقاومت كليدي ريزش كنند يا عبور از سطوح حمايت كليدي (استفاده از فيبوناچي ريتريسمنت يا مووينگ اوريج ها)

انديكاتورها هم عبارتند از :استوكاستيك , MACD, RSI , باندهاي بالينجر, اپشن ها, سطوح بازگشتي فيبوناچي

قوانين معامله ميان مدت در بازار نوساني :
1- استفاده از نمودار روزانه
2-دوراه براي معامله ميان مدتي در بازار نوساني وجود دارد : گرفتن پوزيشن براي استفاده از فرصتهاي بعدي در اين بازار نوساني يا اينكه در همين نوسان فعلي پوزيشن بگيريد .
3-توجه به برگشتهاي اسيلاتورها مانند RSI , استوكاستيك ها
4-اطمينان از مقدار زير 25 انديكاتور ADX و ترجيحا با شيب نزولي
5-توجه به ريسك ريورسالهاي ميان مدت با نزديكترين تاريخ
6-تاييد قيمت مثلا شكست در مقاومت يا حمايت (استفاده از انديكاتورهاي سنتي تكنيكال )

انديكاتورها عبارتند از : اپشن ها, باندهاي بالينجر , استوكاستيك ها, سطوح بازگشتي فيبوناچي, MACD, RSI

قوانين معامله ميان مدت در بازارهاي روند دار :
1-توجه به نمودار روزانه و نمودار هفتگي براي تاييد روند موجود .
2-توجه به مشخصات محيط روند دار
3-خريد درشكست ها يا ريتريسمنت ها (سطوح فيبوناچي يا مووينگها)
4-توجه به اينكه هيچ سطح مقاومتي در مقابل حركت قيمت و جهت تريد شما وجود نداشته باشد.
5- تاييد الگوهاي نمودار شمعي
6-توجه به حالت مويينگها در جهت تريد
7-ورود به شكست high يا low
8-قبل از ورود به هرپوزيشن بهتر است قدري منتظر كم شدن نوسانات باشيد
9-توجه به اخبار فاندامنتال كه ايا از جهت پوزيشن ما حمايت ميكند يا نه (رشد اقتصادي يا نرخ بهره يا .....)

انديكاتورها :ADX,SAR,RSI و ابرهاي ايچيموكو ,موجهاي اليوت, فيبوناچي

قوانين معامله breakout در ميان مدت :
1-استفاده از نمودار روزانه
2-جستجوي انقباض و تراكم در نوسانات كوتاه مدت در نقطه اي كه نوسانات بلند مدت موجود دارد
3-استفاده از پيوت پوينت براي تعيين اينكه ايا اين شكست صحيح است يا غلط؟
4-توجه به حالت مويينگها كه ايا جهت پوزيشن را تاييد ميكنند يا نه ؟
انديكاتورها :باندهاي بالينجر, مويينگ اوريج ها, فيبوناچي

مديريت ريسك :
---------------------
گرچه مديريت ريسك يكي از ساده ترين مفاهيم است ولي بنطر ميرسد مشكلترين كار عملي براي اكثر تريدرها است .بيشتر اوقات پوزيشنهاي سود ده تبديل به پوزيشن هاي ضرر ده شده است و استراتژي هاي بسيار دقيق منجر به ضرر شده اند . عليرغم ذكاوت و دانش معامله گران حالتهاي رواني انها در طي معامله باعث ضرر ميشود . ايا واقعا بازار اينقدر اسرار اميز است كه تعداد كمي ميتوانند سود كنند؟ يا يك اشتباه رايج است كه اكثر تريدرها مرتكب ميشوند ؟ جواب ما همين هست .
همان احساسي بودن و رواني بودن قضيه است كه اتفاقا راه حل ساده اي هم وجود دارد . ضرر اكثر تريدرها به دليل عدم اهميت به مديريت ريسك است .risk management در مورد ميزان توانايي شما نسبت به خطر كردن بحث ميكند در اينكه چقدر سود ميخواهيد . بدون درك مديريت ريسك بسياري از تريدرها پوزيشن ضرر ده را بمدت طولاني باز نگه ميدارند ولي پوزيشنهاي سود ده را فورا ميبندند. نتيجه بصورت يك تناقض در مي ايد ولي در حقيقت خيلي مورد شايعي است . تريدرها در وهله اول پوزيشنهاي سود ده دارند ولي در انتها با ضرر ميبندند . تريدرها چكار بايد بكنند تا مطمين شوند كه رفتارهاي انها كاملا منطبق با ميريت ريسك است .چند دستورالعمل كاملا كليدي وجود دارد كه بايد بدون توجه به استراتژي معامله يا انچه معامله ميشود رعايت گردد.


نسبت ريسك به ريوارد:
معامله گران بايد نسبت ريسك به پاداش ثابت براي هر معامله گري در نظر بگيرند. به بيان ديگر انها بايد در مورد اينكه چقدر ميتوانند ضرر كنند و چقدر دنبال سود هستند را براي خود مشخص كنند. معمولا نسبت مورد نظر حداقل بايد 1:2 باشد . داشتن يك نسبت ميتواند از ورود به پوزيشنهايي كه اين نسبت در انها رعايت نميشود جلوگيري كند .
دستورات stoploss:
معامله گران بايد اين دستور را با عنوان تحمل حد ضرر در معامله هاي خود بكار برند . با استفاده از دستورات استاپ لاس معامله گران ميتوانند يك پوزيشن ضرر دهي را كه باعث تاثير روي بقيه پوزيشنهاي سود ده ميشود را كنترل كنند .
trailingstop ها بدليل اينكه در سود پوزيشن را ميبندند مفيد هستند . يك عادت خوب بيشتر معامله گران موفق حركت استاپ به نقطه سربسر است به مجرد اينكه پوزيشن در سود رفت .
ولي در همان زمان ممكن است بعضي از معامله گران پوزيشن خود را باسود كم ببندند . براي اندسته كه ميخواهند به مقدار پوزيشنهاي سود ده خود اضافه كنند يا اينكه با روند جاري پيش بروند , بهترين استراتژي گرفتن يك پوزيشن جديد است انهم با اين تصور كه اين در نوع خود يك معامله جديد و مستقل از ان پوزيشن سودده قبلي است . اگر ميخواهيد به مقدار پوزيشن سود ده اضافه كنيد همان تحليل را دوباره روي چارت بكار ببريد ولي به شرطيكه اينكار را انجام دهيد كه هيچ پوزيشن بازي نداريد . اگر يك روند به سود شما حركت ميكند شما ميتوانيد بخشي از پوزيشن خود را بواسطه تريلينگ استاپ ببنديد .اگر هر كدام از ميزان لاتي كه براي هر پوزيشن در گير ميكنيد نقاط ورودي جداگانه دارند سعي كنيد براي هر كدام Risk/Reward خودش را حساب كنيد .
اگر دومين لات معامله خود را 50 پيپ بالاي نقطه ورود پوزيشن اول خود خريده ايد همان نقطه استاپ قبلي را براي اين پوزيشن بكار نگيريد بلكه ريسك را روي دومين لات بطور مستقل از دومي مديريت كنيد .
استفاده از دستورات stoploss براي مديريت ريسك :
اهميت مديريت سرمايه money management براي داشتن يك تريدر موفق بر هيچ تريدري پوشيده نيست . در كنار ان استفاده از دستورات stop-loss نيز براي داشتن معاملات موفق ضروري و الزامي است . دستورات S.L به تريدر اين امكان را ميدهد كه حداكثر ضرري را كه توانايي قبول انرا در معاملات دارند مشخص نمايند . اگر بازار به ان نقطه اي كه تريدر در دستور استاپ خود مشخص كرده رسيده پوزيشن خودبخود بسته ميشود .

دو حالت براي استفاده موفق استاپ وجود دارد :
1-ابتدايا دستور استاپ را در يك سطح معقولانه و توجيه پذير مقدار دهي ميكنيم .
2-استاپ را بصورت متوالي حركت ميدهيم (trailing stop )اگر تريد به نفع ما حركت ميكرد.
استاپ لاس گذاري:
دو روش توصيه شده براي استاپ لاس گذاري داريم :
1- روش two-day-low :اين نوع استاپ بر اساس نوسان بيان ميكند كه استاپ خود را تقريبا 10 پيپ زير كف قيمتي دو روزه قرار دهيد . براي مثال اگر low كندل اخري يورو دلار 1.1200 و كندل قبلي 1.1100 بود استاپ بايد حول و حوش 1.090 باشد (براي خريد )
2-سهمي هاي استاپ و برگشت ( parabolic stop &reversal:SAR ):
يك نوع ديگر از استاپهاي بر مبناي نوسان (volatality-based stop) پارابوليك سار است . در حقيقت يكنوع انديكاتور گرافيكي است كه نقاطي را روي چارت مشخص ميكند كه بايد استاپ گذاشته شود . در شكل 3-7 يك نمونه از چارت به همراه PSAR نمايش داده شده است .
به هيچ وجه فرمول جادويي وجود ندارد كه در هر موقعيتي صحيح عمل كند اما مثال زير بيان ميكند كه چگونه اين استاپها بايد استفاده شود بر مبناي ورود به پوزيشن long ساپورت را تعيين كنيد و يك استاپ 20 پيپي زير ان بگذاريد مثلا بگوييم 60 پيپ زير نقطه ورود . اگر معامله 60 پپپ در سود رفت نيمي از پوزيشن را ببنديد سپس استاپ را به نقطه ورود انتقال دهيد . در اين زمان متواليا استاپ 60 پيپي را پشت سر حركت بازار به بالا منتقل كنيد . اگر حركتهاي PSAR هم به اينگونه باشد ميتوانيد از ان بعنوان سطح استاپ خود استفاده كنيد . البته در طول روز شما ممكن است علايم ديگري مبني بر انتقال استاپ خود دريافت كنيد . اگر قيمت سطح مقاومت جديدي را شكاند در اينصورت همين مقاومت تبديل به حمايت ميشود يك استاپ 20 پيپي را زير خط حمايت بگذاريد گرچه فقط در اين حالت 30 الي 40 پيپ با قيمت جاري تفاوت داريد .
اصول اساسي كه شما بايد استفاده كنيد اين است كه نقطه اي را كه بايد استاپ خود را بگذايد جايي است كه نميخواهيد قيمت بيشتر از ان نفوذ كند . معمولا استاپ ها زير خطوط حمايت يا مقاومت گذاشته ميشوند .

ديدگاه روانشناسي:

در كنار رعايت يك استراتژي مناسب مديريت ريسك يكي از بحراني ترين موار معاملات موفق كه هنوز هم به ان توجهي نميشود جنبه سالم بودن روانشناختي مسيله است . در پايان روز معاملاتي تريدرهايي كه قادر نبودند از عهده استرسهاي بازار پر نوسان برايند نميتوانند مدت طولاني دوام بياورند . اين مسيله اصلا ربطي به حرفه اي بودن انها ندارد .

عاري بودن از احساسات :
معامله گران بايد فقط بر اساس استراتژي خود تصميم به معامله بگيرند نه بر اساس ترس يا طمع. يكي از ويژگيهاي اساسي تريدرهاي خوب اين است كه عاري از احساسات هستند . هنگامي كه انها ششدانگ حواسشان نزد معامله خودشان است اجازه ورود احساسات به محيط كاري خود را نميدهند انها ضرر را قبول ميكنند و تصميمات سرمايه گذاري خود را در سطوح روشنفكرانه و عقلايي بنا مي نهند . معامله گران احساسي اغلب اشتباه را با استراتژى جايگزين ميكنند و اجازه ميدهند كه هوسها جاي استراتژي ها را بعد از چند بار ضرر دادن بگيرند يا بعد از چند بار سود ده شدن پوزيشنها يشان بسيار فارغبال و بي خيال تصميم ميگيرند .
به ياد داشته باشيد فقط استراتژي - نه ترس و نه طمع

چه زماني breakout كنيم ؟ در نظر بگيريد در ميانه يك راه ضرر ده از معامله كنار بكشيم قبل از اينكه ترس يا طمع بر استراتژي شما سايه افكند هيچوقت همه معاملات نميتوانند سود ده باشند.درنتيجه معامله گر بايد از نطر رواني قابليت مقابله با ضرر را داشته باشد . كليد معامله گر موق بودن ناراحت نشدن و جلوگيري از گسترش ضرر است . اگر شما در موقعيت و زمان بدي هستيد زمان ان رسيده كه تريد خود را متوقف كنيد. اغلب بهترين چاره براي از ياد بردن ان اتفاق نا مطلوب چند روزي دور بودن از بازار است و نگاه نكردن به نمودارها.

ادامه دادن بي وقفه به معامله در طول يك بازار خشن و بي رحم ميتواند شما را هر چه بيشتر از نظر رواني خرد كرده و با اينكار متحمل ضررهاي بيشتري ميشويد .
هميشه به ياد داشته باشيد عليرغم اينكه چقدر تجربه داريد مطالعه كرده ايد يا معامله كرده ايد هميشه اشتباه و ضرر دهي در طول دوره معامله گري شما وجود خواهد دشت . راه حل اين است كه اين ضرر ها را به اندازه اي كم كنيد كه بتوانيد روز ديگر هم تريد كنيد يا اينكه اجازه دهد تا پوزيشنهاي سود ده شما باز بماند . ميتوانيد با مديريت سرمايه خوب از عهده بدشانسي هاي بسيار فايق اييد . دقيقا دليل اينكه ما روي 2:1 پاداش به خطر تاكيد ميكنيم همين است بعلاوه من تاكيد ميكنم كه بيشتر از 2درصد سرمايه خود را براي هر تريد به خطر نياندازيد .

بدون توجه به اينكه شما در چه بازاري معامله ميكنيد فاركس, سهام, فيوچرز در كل 10 قانون معاملاتي وجود دارد كه تريدرهاي موفق بايد با ان زندگي كنند:
1- محدود كردن ضررها
2-- اجازه گسترش سود
3-انتخاب عاقلانه سايز پوزيشنها
4-دانستن نسبت ريسك به ريوار
5-سرمايه گذاري به اندازه كافي
6-نجنگيدن با روند
7-عدم اضافه كردن به پوزيشنهاي ضرر ده در هيچ زماني
8-دانستن توقعات و انتظارات بازار
9-از اشتباهات درس گرفتن و داشتن يك روزنامه معاملاتي
10- داشتن يك حد ضرر مشخص يا سطوح برگشتي پوزيشن هاي سود ده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 22:14  توسط ستا  |